معنی ۱neutral · 88%
مکانی که اتوبوس یا وسیله حملونقل عمومی دیگر در آن توقف میکند
مثالهای طبیعی
Wir warten an der Bushaltestelle.
ما در ایستگاه اتوبوس منتظر هستیم.
Die nächste Haltestelle ist in der Nähe des Supermarkts.
ایستگاه بعدی نزدیک سوپرمارکت است.
Es gibt drei Haltestellen vor dem Flughafen.
قبل از فرودگاه سه ایستگاه وجود دارد.
نکتهٔ کاربردی
Haltestelle یک اسم آلمانی با حرف تعریف die است و شکل جمع آن Haltestellen است.
