معنی ۱neutral · 86%
اداره یا بهکارگیری کردن
مثالهای طبیعی
Das Gerät lässt sich leicht handhaben.
کار با دستگاه آسان است.
Die Behörde handhabt die Regel sehr streng.
اداره این قانون را بسیار سختگیرانه اجرا میکند.
Sie kann schwierige Situationen souverän handhaben.
او میتواند موقعیتهای دشوار را مسلط مدیریت کند.
نکتهٔ کاربردی
هم برای کار با ابزار و هم برای نحوهٔ اجرای قواعد یا مدیریت مسئلهها به کار میرود.
