معنی ۱neutral · 82%
بخشی شیبدار از زمین در دامنهٔ تپه یا کوه.
مثالهای طبیعی
Am sonnigen Hang wachsen Weinreben.
در دامنهٔ آفتابی تاکهای انگور میرویند.
Der Hang war nach dem Regen rutschig.
شیب پس از باران لغزنده بود.
Das Haus steht direkt am Hang.
خانه درست در دامنه قرار دارد.
نکتهٔ کاربردی
Hang مذکر و جمع آن Hänge است؛ میگویند am Hang wohnen یا wandern؛ شیب میتواند تند یا ملایم باشد.
درس کوتاه: Hang
بخشی شیبدار از زمین در دامنهٔ تپه یا کوه. Hang مذکر و جمع آن Hänge است؛ میگویند am Hang wohnen یا wandern؛ شیب میتواند تند یا ملایم باشد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Hang» مطابقت دارد؟
