معنی ۱neutral · 90%
وضعیتی که در آن افراد یا عناصر مختلف بهخوبی و بدون تعارض با هم هماهنگاند
مثالهای طبیعی
Im Team herrscht trotz unterschiedlicher Meinungen große Harmonie.
با وجود نظرهای متفاوت، هماهنگی زیادی در تیم وجود دارد.
Die Farben stehen in angenehmer Harmonie zueinander.
رنگها با یکدیگر هماهنگی دلپذیری دارند.
Beide wünschen sich mehr Harmonie im Familienalltag.
هر دو در زندگی روزمرهٔ خانوادگی هماهنگی بیشتری میخواهند.
نکتهٔ کاربردی
عبارت in Harmonie mit برای بیان سازگاری یا تعادل رایج است.
