پستانداری کوچک با گوشهای بلند و پاهای عقبی نیرومند که اغلب در دشت زندگی میکند.
مثالهای طبیعی
Ein Hase sprang über den Feldweg.
خرگوشی از روی راه مزرعه پرید.
Der Hase versteckte sich im hohen Gras.
خرگوش در علفهای بلند پنهان شد.
Kinder malten einen Hasen für das Frühlingsfest.
کودکان برای جشن بهاری یک خرگوش نقاشی کردند.
نکتهٔ کاربردی
Hase مذکر و اسم ضعیف است: des Hasen، dem Hasen؛ جمع آن Hasen است. اینجا منظور حیوان وحشی است؛ خرگوش اهلی Kaninchen نام دارد.
درس کوتاه: Hase
پستانداری کوچک با گوشهای بلند و پاهای عقبی نیرومند که اغلب در دشت زندگی میکند. Hase مذکر و اسم ضعیف است: des Hasen، dem Hasen؛ جمع آن Hasen است. اینجا منظور حیوان وحشی است؛ خرگوش اهلی Kaninchen نام دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Hase» مطابقت دارد؟
