معنی ۱neutral; emotionally strong · 82%
احساس شدید و پایدار دشمنی نسبت به شخص یا گروهی.
مثالهای طبیعی
Hass auf Fremde kann zu Gewalt führen.
نفرت از غریبهها میتواند به خشونت بینجامد.
Sie wollte den Hass nach dem Streit überwinden.
او میخواست پس از مشاجره بر نفرت غلبه کند.
Der Film zeigt, wie Hass Familien trennen kann.
فیلم نشان میدهد نفرت چگونه خانوادهها را از هم جدا میکند.
نکتهٔ کاربردی
Hass مذکر و معمولاً غیرقابلشمارش است: Hass auf jemanden؛ از خشم یا بیزاری شدیدتر است.
درس کوتاه: Hass
احساس شدید و پایدار دشمنی نسبت به شخص یا گروهی. Hass مذکر و معمولاً غیرقابلشمارش است: Hass auf jemanden؛ از خشم یا بیزاری شدیدتر است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Hass» مطابقت دارد؟
