معنی ۱neutral · 82%
شتاب و حرکت عجولانه، اغلب بهدلیل تلاش برای تمامکردن کاری زیر فشار زمان.
مثالهای طبیعی
In der Hast vergaß er seine Fahrkarte.
او از روی عجله بلیت خود را فراموش کرد.
Bitte unterschreibe den Vertrag nicht in Hast.
لطفاً قرارداد را با عجله امضا نکن.
Die Hast am Morgen machte alle nervös.
شتاب صبحگاهی همه را عصبی کرد.
نکتهٔ کاربردی
Hast مؤنث و معمولاً مفرد است؛ عبارت in aller Hast یعنی کاری با شتاب زیاد انجام میشود.
درس کوتاه: Hast
شتاب و حرکت عجولانه، اغلب بهدلیل تلاش برای تمامکردن کاری زیر فشار زمان. Hast مؤنث و معمولاً مفرد است؛ عبارت in aller Hast یعنی کاری با شتاب زیاد انجام میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Hast» مطابقت دارد؟
