معنی ۱informal; neutral · 82%
با دست یا ابزاری محکم به چیزی یا کسی ضربه زدن.
مثالهای طبیعی
Er haute mit der Faust gegen die Tür.
او با مشت به در کوبید.
Der Holzfäller haute mit dem Beil auf einen dicken Ast.
هیزمشکن با تبر به شاخهای کلفت ضربه زد.
Bitte hau nicht auf den Tisch.
لطفاً روی میز ضربه نزن.
نکتهٔ کاربردی
hauen محاورهای است و بسته به بافت میتواند خشن باشد؛ Perfekt معمولاً hat gehauen است و برای قطعکردن درخت hieb هم میآید.
درس کوتاه: hauen
با دست یا ابزاری محکم به چیزی یا کسی ضربه زدن. hauen محاورهای است و بسته به بافت میتواند خشن باشد؛ Perfekt معمولاً hat gehauen است و برای قطعکردن درخت hieb هم میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «hauen» مطابقت دارد؟
