مقداری از چیزها که آزادانه روی هم یا کنار هم در یک جا قرار گرفتهاند.
مثالهای طبیعی
Ein Haufen nasser Blätter lag vor der Haustür.
تودهای برگ خیس جلوی در خانه بود.
Die Kinder stapelten Steine zu einem kleinen Haufen.
بچهها سنگها را در تودهای کوچک روی هم چیدند.
Auf dem Schreibtisch lag ein Haufen ungeöffneter Briefe.
تودهای نامهٔ بازنشده روی میز کار بود.
نکتهٔ کاربردی
Haufen مذکر است؛ جمع آن Haufen و حالت اضافی آن des Haufens است. به تودهای نامنظم گفته میشود؛ در گفتار محاورهای بهمعنای مقدار زیاد هم میآید.
درس کوتاه: Haufen
مقداری از چیزها که آزادانه روی هم یا کنار هم در یک جا قرار گرفتهاند. Haufen مذکر است؛ جمع آن Haufen و حالت اضافی آن des Haufens است. به تودهای نامنظم گفته میشود؛ در گفتار محاورهای بهمعنای مقدار زیاد هم میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Haufen» مطابقت دارد؟
