معنی ۱neutral · 82%
در بیرونیای که معمولاً از آن وارد خانه میشوند یا از آن بیرون میروند.
مثالهای طبیعی
Bitte schließ die Haustür hinter dir.
لطفاً درِ ورودی را پشت سرت ببند.
An der Haustür klingelte ein Paketbote.
پیک درِ خانه زنگ زد.
Die neue Haustür hält die Wärme besser im Haus.
درِ ورودی جدید گرما را بهتر داخل خانه نگه میدارد.
نکتهٔ کاربردی
Haustür مؤنث و جمع آن Haustüren است؛ میگویند an der Haustür klingeln یا sie abschließen.
درس کوتاه: Haustür
در بیرونیای که معمولاً از آن وارد خانه میشوند یا از آن بیرون میروند. Haustür مؤنث و جمع آن Haustüren است؛ میگویند an der Haustür klingeln یا sie abschließen.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Haustür» مطابقت دارد؟
