رفتار یا سخنی که شأن، اعتبار یا دستاورد کسی را کوچک میشمارد.
مثالهای طبیعی
Die Herabsetzung ihrer Kollegen vor dem gesamten Team verletzte die Mitarbeiterin tief.
تحقیر همکارانش در برابر همهٔ تیم، آن کارمند را بهشدت آزرد.
Der Anwalt wies die Herabsetzung des Zeugen als unzulässigen persönlichen Angriff zurück.
وکیل، بیاعتبارکردن شاهد را حملهای شخصی و ناروا دانست.
Ihre Kritik war sachlich und enthielt keine Herabsetzung anderer Künstler.
نقد او مستدل بود و هیچ تحقیر و تخفیفی نسبت به هنرمندان دیگر نداشت.
نکتهٔ کاربردی
در مورد انسان بار منفی دارد و هر انتقادی لزوماً تحقیر نیست.
