Heranwachsender
B2اسمجوانی، شخص جوان، وقت جوانی
JadoLearn Dictionary
Heranwachsender یعنی جوانی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جوانی، شخص جوان، وقت جوانی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
موضوع، مقوله، مبح
جوانی، شخص جوان، وقت جوانی
نوخاسته، نوجوان
جوانی، شخص جوان، وقت جوانی
جوانی، شخص جوان، وقت جوانی
جوانی، شخص جوان، وقت جوانی
جوانی، شخص جوان، وقت جوانی
نوخاسته، ربیعی، بهاری
جوانی، شخص جوان، وقت جوانی
جوانی، شخص جوان، وقت جوانی
نوخاسته، نوجوان
رویش انشعابی، تیر انداختن، تیر زدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.