چیزی را برای ارزیابی یا استدلال بهعنوان مبنا به کار گرفتن
مثالهای طبیعی
Für die Analyse wurden mehrere unabhängige Studien herangezogen.
برای تحلیل، چند مطالعهٔ مستقل مبنا قرار گرفت.
Das Gericht zog frühere Urteile zur Begründung heran.
دادگاه برای استدلال خود به آرای پیشین استناد کرد.
Wir ziehen aktuelle Verbrauchsdaten für die Prognose heran.
برای پیشبینی از دادههای بهروز مصرف استفاده میکنیم.
نکتهٔ کاربردی
در نوشتار دانشگاهی، حقوقی و تحلیلی رایج است و در آن شواهد، دادهها، قواعد یا منابع مبنای ارزیابی قرار میگیرند.
