معنی ۱neutral · 88%
اطلاعاتی را فهمیدن یا کشف کردن
مثالهای طبیعی
Wir finden die Antwort morgen heraus.
فردا جواب را پیدا میکنیم.
Die Polizei fand die Ursache heraus.
پلیس علت را فهمید.
Sie möchte herausfinden, wie das funktioniert.
او میخواهد بفهمد این چگونه کار میکند.
نکتهٔ کاربردی
در جملهٔ اصلی heraus جدا میشود: Wir finden es heraus.
ترکیبهای رایج
— چیزی را فهمیدن

