معنی ۱neutral · 88%
کار یا وضعیت دشواری که به تلاش نیاز دارد
مثالهای طبیعی
Das Projekt ist eine große Herausforderung.
پروژه چالش بزرگی است.
Die Prüfung war eine echte Herausforderung.
امتحان واقعاً چالشبرانگیز بود.
Das Team nimmt die Herausforderung an.
تیم چالش را میپذیرد.
نکتهٔ کاربردی
Herausforderung معمولاً کار یا موقعیت دشواری است که به تلاش، مهارت یا پشتکار نیاز دارد.
ترکیبهای رایج
— چالش را پذیرفتن

