معنی ۱neutral · 88%
از داخل جایی بیرون آمدن
مثالهای طبیعی
Er kommt aus dem Zimmer heraus.
او از اتاق بیرون میآید.
Komm bitte heraus!
لطفاً بیرون بیا!
Die Kinder sind schnell herausgekommen.
بچهها سریع بیرون آمدند.
نکتهٔ کاربردی
در جملهٔ اصلی heraus جدا میشود و rauskommen گونهٔ منبع است.

