از سطح پیرامون بیرونتر آمدن یا بهوضوح از آن برجستهشدن.
مثالهای طبیعی
Ein Ast ragte aus der Mauer heraus.
شاخهای از دیوار بیرون زده بود.
Der Fels ragt weit über den Weg heraus.
صخره بسیار از مسیر بیرون زده است.
Unter den Bewerbern ragte sie durch ihre Erfahrung heraus.
او در میان متقاضیان بهخاطر تجربهاش برجسته بود.
نکتهٔ کاربردی
herausragen جداشدنی است: Der Ast ragt heraus؛ اغلب با aus و داتیو میآید و استعاری میتواند به معنای برجستهبودن باشد.
درس کوتاه: herausragen
از سطح پیرامون بیرونتر آمدن یا بهوضوح از آن برجستهشدن. herausragen جداشدنی است: Der Ast ragt heraus؛ اغلب با aus و داتیو میآید و استعاری میتواند به معنای برجستهبودن باشد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «herausragen» مطابقت دارد؟
