معنی ۱neutral · 88%
مکان، منبع، خانواده یا پیشینهای که شخص یا چیزی در اصل از آن آمده است
مثالهای طبیعی
Auf der Verpackung steht die Herkunft des Honigs.
منشأ عسل روی بستهبندی نوشته شده است.
Im Interview spricht sie offen über ihre Herkunft.
او در مصاحبه دربارهٔ خاستگاه و پیشینهاش صریح صحبت میکند.
Das Labor untersucht die Herkunft des Holzes.
آزمایشگاه منشأ چوب را بررسی میکند.
نکتهٔ کاربردی
ساخت die Herkunft von + Dativ رایج است و پرسش Woher? نیز به مبدأ اشاره میکند؛ بافت مشخص میکند منظور منشأ جغرافیایی، اجتماعی یا مادی است.

