معنی ۱formal · 87%
شجاعت کمنظیر و آمادگی برای فداکاری در راه دیگران یا آرمانی.
مثالهای طبیعی
Der Heroismus der Rettungskräfte bewahrte viele Menschen vor dem Ertrinken.
فداکاری قهرمانانهٔ نیروهای امداد، جان افراد زیادی را از غرقشدن نجات داد.
Sie weigerte sich, ihr Handeln als Heroismus darzustellen; sie habe lediglich geholfen.
او نپذیرفت کارش قهرمانی خوانده شود و گفت فقط کمک کرده است.
Der Roman hinterfragt den Heroismus des Krieges, statt ihn zu verherrlichen.
رمان بهجای ستایش، مفهوم قهرمانی در جنگ را به پرسش میکشد.
نکتهٔ کاربردی
میتواند ستایشآمیز باشد، اما گاهی در نقد قهرمانسازی هم میآید.
