معنی ۱positive; emphatic · 82%
چنان زیبا یا دلپذیر که شادی یا تحسین زیادی برانگیزد.
مثالهای طبیعی
Der Abend am See war einfach herrlich.
عصر کنار دریاچه واقعاً دلانگیز بود.
Das Brot duftet herrlich frisch.
نان بوی تازه و دلانگیزی میدهد.
Von hier hat man eine herrliche Aussicht.
از اینجا منظرهای عالی دیده میشود.
نکتهٔ کاربردی
herrlich ارزیابی مثبت و پرقدرتی است و برای هوا، غذا، تجربه یا منظره میآید؛ درجهپذیر است.
درس کوتاه: herrlich
چنان زیبا یا دلپذیر که شادی یا تحسین زیادی برانگیزد. herrlich ارزیابی مثبت و پرقدرتی است و برای هوا، غذا، تجربه یا منظره میآید؛ درجهپذیر است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «herrlich» مطابقت دارد؟
