کنترل و ادارهٔ سیاسی بر یک سرزمین یا جمعیت.
مثالهای طبیعی
Die Herrschaft des Königs dauerte fast vierzig Jahre.
حکومت پادشاه نزدیک به چهل سال دوام آورد.
Die Bevölkerung litt unter der fremden Herrschaft.
مردم زیر سلطهٔ حکومت بیگانه رنج کشیدند.
Das Ende der Herrschaft wurde friedlich gefeiert.
پایان حکومت با آرامش جشن گرفته شد.
نکتهٔ کاربردی
Herrschaft مؤنث و اغلب غیرقابلشمارش است: unter der Herrschaft eines Königs؛ بسته به بافت، تاریخی یا انتقادی از قدرت اقتدارگراست.
درس کوتاه: Herrschaft
کنترل و ادارهٔ سیاسی بر یک سرزمین یا جمعیت. Herrschaft مؤنث و اغلب غیرقابلشمارش است: unter der Herrschaft eines Königs؛ بسته به بافت، تاریخی یا انتقادی از قدرت اقتدارگراست.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Herrschaft» مطابقت دارد؟
