herumkommen
C1اسمرویت کردن، دید، منظره
JadoLearn Dictionary
herumkommen یعنی رویت کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
رویت کردن، دید، منظره
نوسان، تاب، تاب دادن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
رویت کردن، دید، منظره
رویت کردن، دید، منظره
درگیر کردن، گرفتار شدن، گرفتار کردن
نوسان، تاب، تاب دادن
نوسان، تاب، تاب دادن
نوسان، تاب، تاب دادن
نوسان، تاب، تاب دادن
نوسان، تاب، تاب دادن
مهره شطرنج، مرد، رجل
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
مهره شطرنج، مرد، رجل
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.