کسی که با لحنی تحقیرآمیز به ولگردی و بیهدفبودن متهم میشود.
مثالهای طبیعی
Der Polizist bezeichnete den Mann als Herumtreiber, obwohl dieser nur auf den Bus wartete.
مأمور آن مرد را ولگرد نامید، درحالیکه او فقط منتظر اتوبوس بود.
Im alten Roman wird der reisende Musiker vorschnell als Herumtreiber abgestempelt.
در رمان قدیمی، به نوازندهٔ دورهگرد شتابزده برچسب ولگرد میزنند.
Sie widersprach dem Nachbarn, der die Jugendlichen pauschal Herumtreiber nannte.
او با همسایهای که همهٔ نوجوانان را بیاستثنا ولگرد میخواند مخالفت کرد.
نکتهٔ کاربردی
واژه داوری منفی دربارهٔ فرد را میرساند و هممعنی خنثای مسافر نیست.
