ناگهان و با شدت از ارتفاعی به پایین سقوط کردن.
مثالهای طبیعی
Beim Sturm stürzte ein schwerer Ast direkt vor dem Eingang herunter.
در طوفان شاخهای سنگین درست جلوی ورودی به پایین سقوط کرد.
Der lose Stein stürzte vom Felsvorsprung herunter und verfehlte die Wanderer knapp.
سنگ لق از لبهٔ صخره سقوط کرد و بهزحمت به کوهنوردان برخورد نکرد.
Eine Kiste war vom obersten Regal heruntergestürzt und hatte den Boden beschädigt.
جعبهای از بالاترین قفسه سقوط کرده و کف را آسیب زده بود.
نکتهٔ کاربردی
برخلاف «herunterlassen»، اینجا پایینآوردن کنترلشده نیست، بلکه سقوط ناگهانی است.
