چیزی را پدید آوردن یا بهصورت نتیجه، اثر یا تأثیر تولید کردن.
مثالهای طبیعی
Die Zusammenarbeit brachte eine überraschende Lösung hervor.
همکاری راهحلی غیرمنتظره پدید آورد.
Der Künstler brachte viele eindrucksvolle Werke hervor.
هنرمند آثار تأثیرگذار فراوانی خلق کرد.
Der Sturm brachte hohe Wellen hervor.
طوفان موجهای بلندی پدید آورد.
نکتهٔ کاربردی
hervorbringen جداشدنی و نامنظم است: bringt hervor، brachte hervor، hat hervorgebracht؛ معمولاً مفعول آکوزاتیو میگیرد.
درس کوتاه: hervorbringen
چیزی را پدید آوردن یا بهصورت نتیجه، اثر یا تأثیر تولید کردن. hervorbringen جداشدنی و نامنظم است: bringt hervor، brachte hervor، hat hervorgebracht؛ معمولاً مفعول آکوزاتیو میگیرد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «hervorbringen» مطابقت دارد؟
