از اطلاعات یا شرایط آشکار شدن یا بهصورت نتیجهای منطقی بهدستآمدن.
مثالهای طبیعی
Aus dem Bericht geht hervor, dass die Kosten steigen.
از گزارش روشن میشود که هزینهها در حال افزایشاند.
Aus den Gesprächen ging ein neuer Plan hervor.
از گفتوگوها طرح تازهای پدید آمد.
Die Ursache geht aus den Messwerten nicht klar hervor.
علت از اندازهگیریها بهروشنی معلوم نمیشود.
نکتهٔ کاربردی
hervorgehen جداشدنی است و در Perfekt با sein میآید: ist hervorgegangen؛ برای نمونه، از گزارش معلوم میشود که اعداد درست نیستند.
درس کوتاه: hervorgehen
از اطلاعات یا شرایط آشکار شدن یا بهصورت نتیجهای منطقی بهدستآمدن. hervorgehen جداشدنی است و در Perfekt با sein میآید: ist hervorgegangen؛ برای نمونه، از گزارش معلوم میشود که اعداد درست نیستند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «hervorgehen» مطابقت دارد؟
