معنی ۱neutral; anatomy · 82%
اندامی در قفسهٔ سینه که خون را در بدن به گردش درمیآورد.
مثالهای طبیعی
Das Herz schlägt bei Bewegung schneller.
قلب هنگام فعالیت سریعتر میزند.
Der Arzt hörte ihr Herz mit einem Stethoskop ab.
پزشک با گوشی پزشکی به قلب او گوش داد.
Ein gesundes Herz braucht regelmäßige Bewegung.
قلب سالم به فعالیت منظم نیاز دارد.
نکتهٔ کاربردی
Herz خنثی و جمع آن Herzen است؛ در کاربرد استعاری نماد احساس یا شجاعت است، اما اینجا منظور اندام بدن است.
درس کوتاه: Herz
اندامی در قفسهٔ سینه که خون را در بدن به گردش درمیآورد. Herz خنثی و جمع آن Herzen است؛ در کاربرد استعاری نماد احساس یا شجاعت است، اما اینجا منظور اندام بدن است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Herz» مطابقت دارد؟
