با صدایی بلند و کشیده از اندوه، درد یا ناراحتی گریه یا شیون کردن.
مثالهای طبیعی
Das Kind heulte, als es sein Spielzeug verlor.
کودک وقتی اسباببازیاش را گم کرد گریه کرد.
Der Hund heulte die ganze Nacht.
سگ تمام شب زوزه کشید.
Bei dem traurigen Film musste sie heulen.
او هنگام فیلم غمگین نتوانست جلوی گریهاش را بگیرد.
نکتهٔ کاربردی
heulen در Perfekt با haben میآید: hat geheult؛ برای انسان، سگ یا آژیر بهکار میرود و اغلب بار عاطفی یا محاورهای دارد.
درس کوتاه: heulen
با صدایی بلند و کشیده از اندوه، درد یا ناراحتی گریه یا شیون کردن. heulen در Perfekt با haben میآید: hat geheult؛ برای انسان، سگ یا آژیر بهکار میرود و اغلب بار عاطفی یا محاورهای دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «heulen» مطابقت دارد؟
