معنی ۱neutral · 88%
ضربهای محکم که با دست، ابزار یا سلاح وارد میشود
مثالهای طبیعی
Mit einem kräftigen Hieb spaltete er das Holz.
با یک ضربهٔ محکم چوب را شکافت.
Ein Hieb traf den Schild und warf ihn zurück.
ضربهای به سپر خورد و او را عقب راند.
Der Koch zerteilte die Kräuter mit wenigen Hieben.
آشپز با چند ضربهٔ کوتاه سبزیها را خرد کرد.
نکتهٔ کاربردی
ضربهای قابلشمارش و نسبتاً محکم است که معمولاً با دست، ابزار یا سلاح وارد میشود و اغلب از Schlag مشخصتر و قویتر است.
