معنی ۱neutral · 88%
پشتیبانی یا کاری که برای کمک به فرد نیازمند انجام میشود.
مثالهای طبیعی
Danke für deine Hilfe.
برای کمکت ممنونم.
Wo ist die Hilfe?
کمک کجاست؟
Ich kenne die Hilfe.
من کمک را میشناسم.
نکتهٔ کاربردی
این اسم مؤنث است و با die میآید. معمولاً جمع ندارد.
ترکیبهای رایج
Hilfe brauchen — به کمک نیاز داشتنHilfe bekommen — کمک گرفتنjemandem Hilfe anbieten — به کسی کمک پیشنهاد دادن
اشتباه رایج
der Hilfe
die Hilfe
حرف تعریف Hilfe را همراه آن یاد بگیرید: die.
درس کوتاه: حرف تعریف و جمع Hilfe
این اسم مؤنث است و با die میآید. معمولاً جمع ندارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.حرف تعریف درست برای Hilfe کدام است؟
