معنی ۱neutral · 88%
به سمت بیرون، یا فراتر از یک مرز یا حد مشخص
مثالهای طبیعی
Die Kinder laufen durch die Tür hinaus in den Garten.
بچهها از در بیرون به باغ میدوند.
Bitte geh kurz hinaus und öffne draußen das Fenster.
لطفاً یک لحظه برو بیرون و پنجره را از بیرون باز کن.
Diese Aufgabe geht über meinen Verantwortungsbereich hinaus.
این کار فراتر از حوزهٔ مسئولیت من است.
نکتهٔ کاربردی
hinaus جهت حرکت را از نقطهٔ مرجع به بیرون نشان میدهد. heraus نیز حرکت به بیرون است، اما جهت آن بهسوی گوینده یا نقطهٔ مرجع است؛ بنابراین همیشه قابلجایگزینی نیستند.
