معنی ۱neutral · 82%
از فضای بسته خارج شدن و به بیرون رفتن.
مثالهای طبیعی
Nach dem Film gingen wir noch kurz hinaus.
بعد از فیلم برای مدت کوتاهی بیرون رفتیم.
Geh bitte hinaus und prüfe das Fahrrad.
لطفاً بیرون برو و دوچرخه را بررسی کن.
Bei dem Lärm konnte sie nicht hinausgehen.
بهخاطر سروصدا نتوانست بیرون برود.
نکتهٔ کاربردی
در معنای مکانی، «hinausgehen» جداشدنی است: Ich gehe hinaus. زمان گذشتهٔ کامل با sein ساخته میشود: ist hinausgegangen.
درس کوتاه: hinausgehen
از فضای بسته خارج شدن و به بیرون رفتن. در معنای مکانی، «hinausgehen» جداشدنی است: Ich gehe hinaus. زمان گذشتهٔ کامل با sein ساخته میشود: ist hinausgegangen.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «hinausgehen» مطابقت دارد؟
