معنی ۱neutral · 89%
با دقت گوش سپردن، بهویژه برای دریافت نکتهای ظریف یا مهم.
مثالهای طبیعی
Hör genau hin: Im Hintergrund ist ein leises Klopfen zu hören.
دقیق گوش کن؛ در پسزمینه صدای ضربهٔ آرامی شنیده میشود.
Die Ärztin hörte hin, als der Patient seine Beschwerden schilderte.
پزشک با دقت گوش داد وقتی بیمار علائمش را شرح میداد.
Wer bei den Beschwerden der Anwohner genauer hinhört, erkennt ein wiederkehrendes Problem.
کسی که به شکایتهای ساکنان دقیقتر گوش دهد، مشکلی تکراری را درمییابد.
نکتهٔ کاربردی
«hinhören» گوشدادن فعالانه است؛ «hören» میتواند شنیدن ناخواسته باشد.
