کسی را بر اثر هیجان یا تکانه به کاری کشاندن که شاید در حالت عادی انجام نمیداد
مثالهای طبیعی
Die Provokation riss ihn zu einer unbedachten Bemerkung hin.
تحریک او را به گفتن حرفی نسنجیده کشاند.
Lassen Sie sich nicht zu vorschnellen Versprechen hinreißen.
اجازه ندهید هیجان شما را به وعدههای عجولانه بکشاند.
Im Streit ließ sie sich zu einer persönlichen Attacke hinreißen.
در بحث، کنترلش را از دست داد و به حملهای شخصی کشیده شد.
نکتهٔ کاربردی
این ساخت اغلب بار انتقادی دارد؛ یعنی فرد بهجای تصمیم سنجیده، از روی هیجان عمل میکند. ساخت sich zu etwas hinreißen lassen بسیار رایج است.
