معنی ۱formal · 92%
فردی را بهعنوان مجازات رسمی اعدام کردن
مثالهای طبیعی
Der Gefangene wurde nach dem Urteil hingerichtet.
زندانی پس از صدور حکم اعدام شد.
In jener Epoche wurden politische Gegner häufig hingerichtet.
در آن دوره، مخالفان سیاسی اغلب اعدام میشدند.
Die Organisation berichtete, dass mehrere Gefangene hingerichtet wurden.
سازمان گزارش داد که چند زندانی اعدام شدهاند.
نکتهٔ کاربردی
این فعل اغلب مجهول به کار میرود، چون متن بر فرد اعدامشده تمرکز دارد.
