چیزی را با بیحوصلگی یا ناگهانی جایی انداختن.
مثالهای طبیعی
Verärgert schmiss er die Zeitung auf den Küchentisch hin.
او با عصبانیت روزنامه را روی میز آشپزخانه پرت کرد.
Schmeiß die nassen Handtücher nicht einfach auf den Boden hin!
حولههای خیس را همینطور روی زمین پرت نکن!
Die Spielerin schmiss ihren Schläger frustriert neben die Bank hin.
بازیکن از سر کلافگی راکتش را کنار نیمکت پرت کرد.
نکتهٔ کاربردی
اینجا انداختنِ ناگهانی مطرح است و «hin» جهت پرتاب را نشان میدهد.
