معنی ۱neutral · 82%
روی صندلی یا سطح دیگری قرار گرفتن و نشستن.
مثالهای طبیعی
Setz dich ans Fenster, dort ist noch Platz.
کنار پنجره بنشین، هنوز جا هست.
Nach dem Lauf setzte er sich auf die Bank hin.
پس از دویدن روی نیمکت نشست.
Die Kinder dürfen sich auf den Teppich hinsetzen.
کودکان میتوانند روی فرش بنشینند.
نکتهٔ کاربردی
در این معنا «hinsetzen» بازتابی است: Setz dich bitte hin. پیشوند جداشدنی در پایان جملهٔ اصلی میآید.
درس کوتاه: hinsetzen
روی صندلی یا سطح دیگری قرار گرفتن و نشستن. در این معنا «hinsetzen» بازتابی است: Setz dich bitte hin. پیشوند جداشدنی در پایان جملهٔ اصلی میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «hinsetzen» مطابقت دارد؟
