ناحیهٔ داخلی که از نظر جغرافیایی، اقتصادی یا لجستیکی با ساحل، بندر، شهر یا مرکزی پیوند دارد
مثالهای طبیعی
Neue Bahnverbindungen sollen den Hafen besser mit seinem Hinterland verbinden.
خطوط ریلی جدید قرار است بندر را بهتر به پسکرانهٔ آن متصل کنند.
Die Stadt versorgt auch das ländliche Hinterland mit spezialisierten Dienstleistungen.
این شهر خدمات تخصصی را به ناحیهٔ روستاییِ پیرامونی نیز ارائه میکند.
Während die Küste dicht besiedelt ist, bleibt das Hinterland vergleichsweise dünn besiedelt.
در حالی که ساحل پرجمعیت است، ناحیهٔ داخلی نسبتاً کمجمعیت باقی مانده است.
