چیزی را نزد یک نهاد سپردن یا در سامانهای ثبت و نگهداری کردن تا بعداً بهصورت امن در دسترس باشد
مثالهای طبیعی
Das Original des Testaments wurde beim Notar hinterlegt.
اصل وصیتنامه نزد دفتر اسناد رسمی سپرده شد.
Für die Bürgschaft musste eine Sicherheit bei der Bank hinterlegt werden.
برای ضمانت لازم بود وثیقهای نزد بانک سپرده شود.
Bitte hinterlegen Sie eine aktuelle Telefonnummer im Kundenkonto.
لطفاً یک شمارهتلفن بهروز در حساب کاربری ثبت کنید.
نکتهٔ کاربردی
در این فعل hinter- جدا نمیشود: er hinterlegt درست است، نه er legt etwas hinter. اسم مفعول نیز بدون ge- و به صورت hinterlegt است.
