معنی ۱neutral · 90%
چیزی را به چیز دیگری اضافه کردن
مثالهای طبیعی
Sie fügt dem Text ein Beispiel hinzu.
او یک مثال به متن اضافه میکند.
Füg bitte etwas Salz hinzu.
لطفاً کمی نمک اضافه کن.
Wir haben einen neuen Punkt hinzugefügt.
یک مورد جدید اضافه کردیم.
نکتهٔ کاربردی
در جملهٔ اصلی hinzu جدا میشود.
ترکیبهای رایج
— چیزی اضافه کردن

