hochgehen lassen
A2فعلبادخوردگی، نفخه، بادخوردگی نفخه
JadoLearn Dictionary
hochgehen lassen یعنی بادخوردگی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بادخوردگی، نفخه، بادخوردگی نفخه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خرید کردن، خریدن، خریداری کردن
عدل کردن، بسته بندی کردن، انباشتن
بیل زدن، کج بیل، بیلچه زدن
چنگ انداختن، غنیمت گرفتن، بتصرف آوردن
چسبیدن، الصاق کردن، چسبناک کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
قلاده، گردن بند، یقه
صابون زدن، صابون
بهم اتصال دادن، بهم متصل کردن، بهم رسیدن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.