معنی ۱formal · 90%
در درجهای بسیار بالا یا شدید وجود داشتن یا رخ دادن
مثالهای طبیعی
Das System gilt ohne zusätzliche Kontrollen als hochgradig anfällig.
این سامانه بدون کنترلهای اضافی بسیار آسیبپذیر محسوب میشود.
Die Untersuchung ergab eine hochgradige Verengung des Gefäßes.
بررسی، تنگی شدید رگ را نشان داد.
Die Abläufe sind hochgradig voneinander abhängig.
فرایندها بهشدت به یکدیگر وابستهاند.
نکتهٔ کاربردی
hochgradig اغلب پیش از صفت دیگر نقش قیدی دارد، مانند hochgradig komplex، و از sehr رسمیتر و قویتر است.
