با زانوهای خمشده و نزدیک زمین نشستن.
مثالهای طبیعی
Der Fotograf hockte neben der niedrig wachsenden Blume.
عکاس کنار گلِ کمقد چمباتمه زد.
Das Kind hockt tief auf dem Teppich und baut einen Turm.
کودک روی فرش چمباتمه زده و برجی میسازد.
Neben dem Rad hockte der Mechaniker, um die lockere Kette zu prüfen.
کنار چرخ، مکانیک برای بررسی زنجیر شل چمباتمه زد.
نکتهٔ کاربردی
Hocken در اینجا حالت نشستنِ پایین با زانوهای خمیده را میرساند و بازتابی نیست. برای تأکید بر رفتن به این حالت میگویند sich hinhocken.
درس کوتاه: hocken
با زانوهای خمشده و نزدیک زمین نشستن. Hocken در اینجا حالت نشستنِ پایین با زانوهای خمیده را میرساند و بازتابی نیست. برای تأکید بر رفتن به این حالت میگویند sich hinhocken.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «hocken» مطابقت دارد؟
