معنی ۱neutral · 88%
فردی که به آشوب یا خشونت، بهویژه پیرامون مسابقهٔ فوتبال، میپردازد.
مثالهای طبیعی
Nach dem Derby griffen mehrere Hooligans die Polizei mit Flaschen an.
پس از شهرآورد، چند هولیگان با بطری به مأموران پلیس حمله کردند.
Der Verein grenzte sich öffentlich von den Hooligans ab.
باشگاه آشکارا اعلام کرد که هیچ نسبتی با هولیگانها ندارد.
Die meisten Fans feierten friedlich, während einzelne Hooligans eine Schlägerei anzettelten.
بیشتر هواداران آرام جشن گرفتند، اما چند هولیگان دعوا راه انداختند.
نکتهٔ کاربردی
به خشونت اشاره دارد، نه هواداری پرشور اما مسالمتآمیز.
