Hospitant
C2اسمکارآموز، فرهیختگر، کارورز
JadoLearn Dictionary
Hospitant یعنی کارآموز. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کارآموز، فرهیختگر، کارورز
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
کارآموز، فرهیختگر، کارورز
اشتباه کننده، تلوتلو خور، تلو تلو خور
داوطلب کردن، داوطلب شدن، داوطلب
کارآموز، فرهیختگر، کارورز
سمیع، شنونده، مستمع
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.