آنقدر بیقرار یا پرانرژی بودن که نتوان برای مدت طولانی آرام و یکجا ماند
مثالهای طبیعی
Nach zwei Stunden Autofahrt hatten die Kinder Hummeln im Hintern.
بعد از دو ساعت ماشینسواری، بچهها دیگر قرار و بند نداشتند.
Du hast heute wirklich Hummeln im Hintern; du bist ständig unterwegs.
امروز واقعاً آرام و قرار نداری؛ مدام در رفتوآمدی.
Wenn ich den ganzen Tag zu Hause bin, bekomme ich Hummeln im Hintern.
اگر تمام روز خانه بمانم، بیقرار میشوم و باید کاری بکنم.
نکتهٔ کاربردی
در نوشتار رسمی و حرفهای از این اصطلاح استفاده نکنید. معنای آن بیقراری و انرژی زیاد است، نه ناراحتی جسمیِ واقعی.
