معنی ۱neutral · 88%
احساس جسمیِ نیاز یا میل به خوردن غذا.
مثالهای طبیعی
Ich habe großen Hunger.
من خیلی گرسنهام.
Hast du Hunger?
گرسنهای؟
Nach der Arbeit haben wir Hunger.
بعد از کار گرسنهایم.
نکتهٔ کاربردی
این اسم مذکر است و با der میآید. معمولاً جمع ندارد.
ترکیبهای رایج
Hunger haben — گرسنه بودنgroßen Hunger haben — خیلی گرسنه بودنHunger bekommen — گرسنه شدن
اشتباه رایج
der Hunger
der Hunger
اسم را همراه حرف تعریف درست آن یاد بگیرید.
درس کوتاه: Hunger؛ حرف تعریف و جمع
این اسم مذکر است و با der میآید. معمولاً جمع ندارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.حرف تعریف درست برای Hunger کدام است؟
