hungrig sein
B2فعلگرسنگی خوردن، گرسنگی دادن، قحطی زده شدن
JadoLearn Dictionary
hungrig sein یعنی گرسنگی خوردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
گرسنگی خوردن، گرسنگی دادن، قحطی زده شدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اشتها
سر سکه، وفات یافتن، جان باختن
گرسنگی خوردن، گرسنگی دادن، قحطی زده شدن
گرسنگی خوردن، گرسنگی دادن، قحطی زده شدن
گرسنگی خوردن، گرسنگی دادن، قحطی زده شدن
گرسنگی خوردن، گرسنگی دادن، قحطی زده شدن
گرسنگی خوردن، گرسنگی دادن، قحطی زده شدن
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
عمل آوردن، فر اوردن، تکامل پیدا کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.