معنی ۱neutral · 88%
مجموعه ویژگیها و اطلاعات شخصی که مشخص میکند یک فرد چه کسی است
مثالهای طبیعی
Die Polizei prüfte seine Identität.
پلیس هویت او را بررسی کرد.
Sie schützt ihre Identität im Internet.
او از هویتش در اینترنت محافظت میکند.
Das Formular verlangt Angaben zur Identität.
فرم اطلاعات مربوط به هویت میخواهد.
نکتهٔ کاربردی
Identität برای هویت شخصی یا واقعی بهکار میرود.

