معنی ۱neutral · 82%
عمداً به کسی یا چیزی توجهنکردن یا پاسخندادن.
مثالهای طبیعی
Bitte ignoriere die Warnmeldung nicht.
لطفاً پیام هشدار را نادیده نگیر.
Sie ignorierte seine Nachricht den ganzen Vormittag.
او تمام صبح پیام او را نادیده گرفت.
Der Hund ignoriert das neue Spielzeug.
سگ به اسباببازی تازه توجهی نمیکند.
نکتهٔ کاربردی
این فعل باقاعده و جدانشدنی از نوع -ieren است؛ اسم مفعول آن ignoriert و بدون ge- است.
درس کوتاه: ignorieren
عمداً به کسی یا چیزی توجهنکردن یا پاسخندادن. این فعل باقاعده و جدانشدنی از نوع -ieren است؛ اسم مفعول آن ignoriert و بدون ge- است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «ignorieren» مطابقت دارد؟
